درد

شاید “درد” را از هر طرف بخوانی درد دارد اما ، “درمان” که نباشی “نامرد” میشوی!
/ 13 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نوستالوژِی

به حمید: تو فیس بوک یکی واسم نوشته بود منم اوردمش اینجا... ولی همینکه تو رو دوباره کشوند به وبلاگم درمان خوبی بود!

سمیه .حسابداربیکار!

هی دختر ... چیکارداری میکنی ( راجبه پست قبلیه !!)

بهاره

خیلی ها اصلا باعث و بانی دردند با اونها چه میشه کرد آخه... ولی خیلی وقتها هم میشه که درد از یار میشه و درمان نیز هم... اگه درد از اینجور دردها باشه که خیلی خوبه... تا باشه از این دردها سمیه جونم[چشمک][گل]

سهیل

به قول شاعر دردم از یار است و درمان نیز هم

لبخند خانوم

سلام قربونت برم.حالت چطوره؟ خوبی؟کلی از کامنتت خوشحال شدم . فقط اینکه چون اسم واقعیم رو نوشته بودی تائید نکردم. آخه اونجا لبخن خانومم[لبخند][لبخند] اسم کتاب فرزاد حسنی : من آقام با الاغ؟

دختر نارنج و ترنج

سلام سمیه ی عزیزم خوبی؟ چه تعبیر زیبایی داشتی.. دقت نکرده بودم به این ترکیب حروف در "درمان" و "نامرد"... خیلی خیلی جالب بود....