علامت سوال؟

رفیتم خونه جدید...به سلامتی...بالای کوهیم رسمن! بعد از چند ماه خاک و خل خوردن و انتظار یه جای بزرگ و خوب کشیدن....

مستاجر قبلیه خیلی خوشگل بود...خیلی ...یه پسر خوشگل و خوشتیپ و خوش هیکل...با خواهرام درباره خوشگلیش حرف می زدیم...خوش به حال زنشم گفتیما...زیاد

این هفته همسایه بالاییمون به مامانم میگه : آخیش اون قبلیا رفتن... راحت شدیم....هر شب از دعوا و بزن بزنشون ، خواب نداشتیم!

/ 12 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
NilgoOon

زنش من نیسَم احتمالن؟ :دی

چه خوب مبارکا باشه عزیز[گل]

هرا

سلام عزیزم.. خونه نو مبارک... خوبی؟؟ آخر سالی در چه حالی؟

فاطمه

سلام چطوری سمی...خوبی؟دلم اره شده واست

مریم خانمی

سلام سمیه خانم، خوب هستین؟ من معمولا اونقدر حال ندارم که بخوام توی وبلاگها نظر بدم، ولی وقتی صفحه اول وبلاگ شما رو کامل خوندم گفتم نظر بدم. من سال 86 توی برون مرزی قسمت رادیو عربی کارآموز دیپلمم بودم. با دوستام برای ناهار می رفتیم بار میترا( اسم الانش کافه آبی بود، درسته؟)، آقای مهربان اونجا بود و ساندویچ زنشون فکر کنم اسمش بهرام بود، چه قدر با اینا شوخی می کردیم و می خندیدیم. چه قدر دوبلور می دیدیم. آقای مهربان رو تو به خانه بر می گردیم توی تلویزیون می دیدم و چه قدر ذوق می کردم. الانم خواهرم دو ساله رادیو عربی کار می کنه. وقتی دیدم از صدا و سیما نوشتین کلی ذوق کردم و یاد خاطرات قدیم افتادم، مرسی از وبلاگ قشنگتون.

عروس شدی؟[نیشخند]

مگه عروس شدی؟

نه جانمن عروس شدی؟//

وحید

مثلا منم خیلی خوشگلم[نیشخند]اما خیلی بداخلاقم

مهدی سریزدی

بالا شهر هوا هم بهتره کمک میکنه با اعصاب و روان آروووم