بعضیا

به مناسبت هفته پژوهش ، سمیناری شرکت کردم . آخر مراسم پذیرایی بود...بماند که همکاران پژوهشگر چجوری دم در سالن پذیرایی ایستاده بودند و مدام به هم تعارف میکردند و همدیگرو اصلن هول نمیدادن ! نمیدونم باز چرا یاد جومانجی افتادم و اون وسط خنده ام گرفت ! اینجور جاها ترجیح میدم یه گوشه بایستم و همکارا رو رصد کنم ! واسه همین یک عدد پرتقال وموز بهم رسید...چند تا از همکاران خانم یک بشقاب پر از شیرینیهای گوناگون برداشتن(احیانن همشون در رژیم بودن)با سوراخ دماغهای باد کرده ، کنار من ایستادن ومشغول میل کردن هستن! به هم میگن : خوب شد صواب شد بعضی ها که میوه نخورده بودن اینجا بخورن ! منهم با لبخند گفتم : ایضن شیرینی ! که گفتن : ما منظورمون شما نبودین و... (تو دلم : منظورتون احیانن عمه های محترمتون بودن)

غرض اینه که چرا بعضیا همیشه چشمشون دنبال بشقاب این و اونه؟  حالا جای این بشقاب هزارتا چیز دیگه بذارین !

/ 27 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسام

راستی...آجی خانومی....یلدات مبارک در ضمن.... التماس دعا

ماندانا-تلخون

سلام ! من اومدم با یه عالمه دلتنگی و دوست داشتن و البته شرمندگی ! چطوری سمیه جونم ؟ درس و دانشگاه چطوره؟ برای دونستن همه ی اینا باید برم پستای قبلیتو بخونم پس فعلن [ماچ]

نوید

درود بر بانوی اردیبهشت.....خیلی وقت بود نبودم ....گفتم یه سری بهت بزنم....

علیرضا رزمی

یه کاغذ سفید را هرچقدر هم که سفید و تمیز باشد کسی قاب نمیگیرد, برای ماندگاری باید حرفی برای گفتن داشت

پاییــــــــــــــــــــــــــزان

تسلیت باد این ایام و التماس دعا[بازنده] با آب طلا نام حسین قاب كنید، با نام حسین یادی از آب كنید، خواهید كه سر بلند و جاوید شوید، تا آخر عمر تكیه به ارباب كنید ...[گل]

ترگل

امان از دست این بعضیا... این بعضیا هم حسودن هم بخیلن هم...

ترگل

امان از دست این بعضیا... این بعضیا هم حسودن هم بخیلن هم...

هاD

چون حرص دارن . مهم نیست چی ولی باید حرص رو بزنن ، اگر نه خالی نمیشن و پیامد اون دق می‌کنن !

خودمونی

سلام من هفته گذشته به یکی از این هما یشها دعوت شدم چون خواهرزاده ام یک از سخنرانان بود ، تاحالا ما هرچی این کارتون پت ومت میدیدیم خندمون نمیگرفت از دست این دست اندرکاران اجرای برنامه فقط کم مانده بود بیهوش بشم از خنده