طنز نامه

١- با دوستم میریم بُن های آخر سالی اهدایی اداره محترممون رو خرج کنیم ..میرسونم خونه شون و بر میگردم خونه ! ای وای موبایلش پیش من جا مونده !سریع بهش اس ام اس میزنم که : " یه خبر بد ! موبایلت پیش منه "

2- بچه خواهرم تازه از در و دیوار کلمه آشغال رو یاد گرفته (نگید چه خانواده بی نزاکتی؟! تقصیر عمو عزت با اون گدا و سیمای بیتربیتشه و بچه های همسایه و ...) سر یه موضوع دعواش میکنم ، قیافشو جیگر میکنه و میگه : سُمبا آشکال ! جلوی خندمو میگیرم و اخم میکنم و بهش میگم: چی گفتی؟ سریع میدوه سمت سطل زباله و میگه : این این(ینی این آشغاله نه تو)

 پ ن :تو اینجا گفتم که بچه خواهرم بهم میگه سُمبا!

 

/ 20 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حسام

ای جوووووووووووووووووووونم قلبون لپاش.... از طرف من حسابی ماچش کن..... سمبا خانوم [نیشخند][گل]

حسام

دینگ دینگ! شاید آخرین [نگران]

ندا

سمیه جون سال جدید رو پیش پیش تبریک میگم بهت و امیدوارم که یه سال پر از معجزه و اتفاقای خوب خوب در انتظارت باشه ..در واقع سوپرایزینگ!! باشه..طوری که تو مجبور بشی به خاطرش منو دعوت کنی کافی شاپی رستورانی جایی و هی از خودت خوشحالی در کنی کلهم! [پلک][بغل][گل]

یک دوست

سمبا دیگه چیه؟

یک دوست

ببخش من تازه پاورقیتو خوندم و فهمستم

پاییـــــــــــــــــــــــــزان

من اینجور مواقع که بردارزاده یه حرف تند و زشت میزنه و دیگران بهش تشر میزنن میگم صبر کنید ببینم این حرف از توی اتاق نبود فکر کنم از بیرون بود .بعد همه هم جهت میشن باهام و بچه خودش میفهمه که بد حرفی زده ... خلاصه کلی خودمو میزنم کوچه علی چپ تا گم گور میشم حسابی [گاوچران]ولی خدایی اینجور نتیجه میده ...