بعله

یکی از دلایل چاقی من خانواده محترمه !

از صبح تا شب تو اطاقت باشی ، کسی نه گرسنه میشه ، نه تشنه میشه ...آقا کافیه از در اطاق بیای بیرون :

سمیه جان حالا که سرپایی ، زیر چاییرو روشن کن ، حالا که ایستادی غذارو گرم کن...حالا که از غار تنهاییت اومدی بیرون ، چند تا انار بیار دون کن تا دور همی بخوریم........آدم یاد مسابقه صندلی میفته ، بعد قطع شدن موزیک همه به سمت صندلیها حمله میکنن ....|(نمیدونم این مثال من چه ربطی داشت به اصل قضیه؟!)

ولی در هر صورت خواستم بگم  با این تنبل خونه شاه عباسی که ما داریم ، همون بهتر لپ تا پ به بغل ، همش بنشینم  و کار کنم و تحقیق کنم تا بایستم و راه برم  و ...! البته قضای حاجت که جای خود دارد...

/ 17 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بیژن

این پست به ادبیات زیبای شما ومطالب قبلی کم شباهته ،احتمالا کسی دیگه نوشته نه؟یا اینکه برای مشتریهای این وبگاه دیگه وقت نمیزاری؟

کویریات

[نیشخند] دقیقاً صحنه های مشابهی که توصیف کردی رو من دیدم موقع تحصیل قبل از ازدواج . ولی حالا یک هفته ام چیزی نخوریم هیچ کس نمی گه زنده ای؟!

رها اعتمادی

دلم درد می کند انگار خام بودند خیال هایی که به خوردمان دادند

یک همکار

دلم میخواست ادرس وبلاگمو بذار ولی امشب خیلی سخته وداغونم فقط دیدم با هم تجربه های مشترک داریم رادیو جام جم عاشقی اما من دیگه اخر راهم مثل تو جوون و پرشوق نیستم یعنی زندگی اینطوری منو شکست کاشکی میشناخت خداحافظ یک رادیوئی بر باد رفته

نوستالوژی

وای خدا چقده دلم واسه اینجا تنگیده بود

نازنین

سلام مدتیه وبلاگت رو دنبال میکنم و خوشم اومده تقریبا هم سن و سال هستیم، جدیدا خودم هم وبلاگ درست کردم و لینکت کردم

نازنین

سلام مدتیه وبلاگت رو دنبال میکنم و خوشم اومده ، تازگیها هم خودم وبلاگ درست کردم و شما رو لینک کردم

نازنین

سلام مدتیه وبلاگت رو دنبال میکنم و خوشم اومده ، تازگیها هم خودم وبلاگ درست کردم و شما رو لینک کردم