نوستالوژی

یه عالمه بوس واسه خدای خوبم!

چه روزهای کشداری است! معجون خواب آلودگی و سکوت و خمیازه و در و دیوار! بازار کسالت داغ است ! در پی حل کردن صورت مساله ای که میدانم جوابش چیز بدرد بخوری نمیشود ، بر سر دوراهیم ! دوراهی ای که یک طرفش پر از میخ طویله است و طرف دیگرش پر از سوزن ته گرد ! مهم این است که در هرصورت  زخم و زیلی میشوم !

خدایا میشه بیزحمت  این دکمه Ctrl  را  بگیری ، بعدش  A را بزنی  و من و گذشته امو سیاه کنی ؟! البته لطفن ها !...حالا که اینقده باحالی اون دکمه خوشگله  Delete رو هم بزن  و بومب......آخیش .... دیدی چه زود سفید شدم! مرسی خدا جونم!...

+ ; ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱ شهریور ۱۳۸۸
comment نظرات ()