نوستالوژی

شاعر شنیدنی است !

بعضی از ابیات ، تا آخر عمر تو ذهن آدم میمونه! مثلن پدربزرگ خدا بیامرزم کل ابیات بابا طاهر عریان رو حفظ بود و جالبه  سعی میکرد با همون لهجه خود باباطاهر بخونتشون!

من به خاطر اینکه  عاشق مجریگری و گویندگی رادیو بودم ، کلی شعر و مطلب حفظ میکردم و اولین قطعه ای که حفظ کردم این بود : منت خدای را عزوجل ،که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت و....

بعدش که همیشه جلوی آینه تمرین اجرا میکردم و سرم رو مثل گیتی خامنه ای(مجری محبوبم) هی اینور و اونور میچرخوندم ، اینو میخوندم : اول دفتر به نام ایزد دانا ، صانع و پروردگار حی توانا/اکبر و اعظم خدای عالم و آدم،صورت خوب آفرید و سیرت زیبا و....تا آخرشون همه رو حفظ بودم و مدام میخوندم!

شعرهای حافظ رو خیلی دوست داشتم و وقتی واسه کنکور درس میخوندم ، کنار رادیوی کوچیکی که باهاش شب تا صبح ، صدای محمد صالح علاء رو از رادیو پیام گوش میدام  ، اونارو هم میخوندم...عاشق سهراب سپهری بودم و شعرهای مهدی سهیلی و فریدون مشیری و فروغ رو هم خیلی میخوندم...واسه گویندگی که گلستان و بوستان  سعدی رو با چه بدبختی بلت شدم بخونم و...

این دو بیتی که نمیدونم مال کیه ، همیشه یادمه و خیلی دوسش دارم:

ای دوست برای دوست ، جان باید داد       در راه محبت امتحان باید داد

هرگز نبود رسم محبت گفتن                 یک مرتبه هم عمل نشان باید داد

 

پ ن : شعرهای خیلی زیادی از بچگی خوندیمو تو مدرسه یادمون دادن ، اما چرا بعضیهاشون فقط تو ذهنامون میمونه ؟ به خاطر نوع تدریس؟معلما؟ علاقه خودمون ؟ و یا ...

پ ن : دیروز آخرین برنامه  " نقره " که پر از نوستالوژِهای دوره کودکیم بود تموم شد !یهو یاد گیتی خامنه ای افتادم و خواستم لابلای حرفام ارادت خودمو بهش نشون بدم!

 

 

+ ; ٩:۳٢ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٧ امرداد ۱۳۸۸
comment نظرات ()