نوستالوژی

اینقده آی لاو یو هستم!

اینقده دلم میخواد دسته جمعی پاشیم بریم سفر....حالا نشد هم ، دونفری...بازم نشد ...تنهایی ! ...با اینکه خیلی سر نترس دارم و از بدو خلقتم اشتباهی بودم (باید پسر می شدم)..اما اون ته تهای دلم از وسط جاده موندن یه نموره میترسم...یعنی یاد راننده کامیونا ! تریلیا ! وانتیا و ...میفتم ، ترجیح میدم جلوی تلویزیون خونه خوشگلم دراز بکشم و باد کولر بهم بخوره و فیلم ببینم و کتاب بخونم ، تا برم در جوار راننده های  ملوس جاده ای!

اینقده دلم میخواد زودتر شهریور بیاد ببینم ارشد قبول شدم یا نه!

اینقده دلم میخواد زودتر ماه رمضون بیاد ببینم در چه وضعیتی هستم(خصوصی)

اینقده دلم میخواد خدا حال بعضیارو بدجور بگیره !

اینقده دلم میخواد یکی بهم زنگ بزنه بگه تو یه بانکی یه جایزه ای بردی !

اینقده دلم میخواد مامان و بابابزرگ مرحوم شدمو تو خواب ببینم .

اینقده دلم میخواد یه سفر خارجی برم .

اینقده دلم میخواد فامیل بازی کنم .

اینقده دلم میخواد الان یه نوزاد داشتم .

و....

اینقده دلم میخواست الان 23 ساله بودم!

 

 

پ ن ها :

1- عید مبعث مبارک ! اگه اهل روزه گرفتن هستین فردا خیلی ثواب داره ! آره میدونم ، روزای تعطیل ، تو جمع خانوادگی و عید و جشن وبخور بخور ... روزه حال نمیده ! ولی خوب هرکی موقعیتشو داشت دمش گرم!

2- کلی کتاب خارجی خوندم که بعدن میام واستون تعریف میکنم .

+ ; ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۸ تیر ۱۳۸۸
comment نظرات ()