نوستالوژی

"نفس عمیق"

 نمی دونم چرا حدود یک ماهه کمی خل شدم ...البته این حالتمو دوست دارم .نمی دونم فیلم " نفس عمیق " رو دیدین یا نه اما یه پسری بود که ایدز گرفته بود و از این دنیا دل کنده بود رهای رها بود و هر کار دوست داشت می کرد حتی ماشین آخرین سیستمی رو که باباش واسش خریده بود با چوب خورد خاکشیرش کرد،موبایلشو دزدیدن و اون بی خیال دنیا به راهش ادامه داد و...

حالا منم اینطوری شدم واسم هیچی مهم نیست ، شب دیر می رم خونه ، برنامه هر چهارشنبم دیدن 2 تا فیلم تو سینماست و غذا درست نمی کنم. دوهفته پیش که مامان شوهر اینا می خواستن بیان خونمون از رو لج بازی با رضا(همسر مبارک) زدم از خونه بیرون و تا فردا صبح ازم خبری نشد و به جاری دسته گل تر از جارو گفتم: "من تو خونه نبودم  واسه چی اومدید  خونم وتازه شام هم موندید؟ " وتا این ساعت با همگیشون در قهر به سر می برم و اصلن هم برام مهم  نیست . لطفن بد آموزی نداشته باشه اما خوب اینجوری شدم .

+ ; ۳:٤٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٧
comment نظرات ()