نوستالوژی

آش کشک خاله !

چه بخواهیم و چه نخواهیم ، دنیا دار مکافاته!

هر بدی و خوبی ، جوابش بهمون خواهد رسید... دیر وزود داره ، ولی سوخت و سوز؟ بازم البته داره!

گیرم که دعا کنم ، گیرش  یه آدمی بدتر از خودش بیاد و یا پس فردا بچه اش همین بلاها رو سرش بیاره و یا یه روزی بفهمه که چه اشتباهی مرتکب شده و هرشب و روز کارش گریه باشه وایضنات (کلمه من درآوردیمو حال کردین؟) چه دردی از من دوا میکنه؟ دلم خنک میشه؟ جیگرم حال میاد ؟ میخوام نشه! میخوام حال نیاد ! ( جاش یه بستنی دایتی میخورم ! ) روزهای ناراحتی  و درد من ، دوباره از نو میاد؟ نه بابا! اون روزا رفته و به باد فنا سپرده شده...

پس بهتره دعاهامونو حیف نکنیم و جای بهتری و واسه کارهای بهتر خرجشون کنیم.... چون چه بخواهیم و چه نخواهیم هرچی از این دست بدیم ، با اون یکی دست میگیرم! و این بلاهای درخواستی ما ، بالاخره سرش میاد!

اینجاست که شاعر میگه : لذتی که در عفو و بخشش هست ، در نفرین و ناله نیست!

 

پ ن : میسپرمت دست خدا! البته از نوعی که صدا نداره!

+ ; ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۸ تیر ۱۳۸۸
comment نظرات ()