نوستالوژی

هفته پر درد!

درونم جنینی است رشد یافته از غم ، که مدام با ورجه وورجه کردنهایش یادآورم میشود که زنی هستم باردار، در آستانه زایشی نرم ! در بحبوحه التهاب ! بدون همسر!

در آیینه تمام قد خانه ام ، به صد کیلو اضافه وزنم مینگرم و شوق انتظار کودکم را قطره قطره از سرنگ زمانه مینوشم!

دلم رمضان86 را میخواهد ، که با صدای ربنای شجریان غایب از نظرش ، گشنگی روزانه ام را با سریالهای خاطره انگیز و جرعه هایی ازچای داغ  و معنویت ، افطار کنم !

 

 

+ ; ۳:٤۱ ‎ب.ظ ; شنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸۸
comment نظرات ()