نوستالوژی

نامزدبازی !

تو این بلبشوی یار گیری سر نامزدهای انتخاباتی ! خونه ما ستاد انتخاباتی شده حسابی ! از اونجایی که از اول ازل خانواده بنده بسیارتیریپ روشنفکری داشتند و هرکسی با هر عقیده ای حق نظر داشت ، الان هم همان بساط پهن است!

بابا جونم ، طرفدار سرسخت میرحسین موسوی است و سخنرانی های شدیدی در وصف ایشان مینماید ! و آنقدر صدایش را بالا می برد که بعد از هر بحث انتخاباتی قلب درد میگیرد !

مامانی نانازم ،  میان احمدی نژاد و موسوی در حال تحقیقات گسترده میدانی است!

خواهر بزرگم طرفدار کروبی است ! با هیچکسی هیچ بحثی ندارد و حرف حرف خودش است!

خواهر کوچکترم سرسختانه از احمدی نژاد دفاع میکند و کم مانده گیسهای پدرم را از ته درآورد! در دانشگاهشان سخنرانی های وحشناکی در دفاع از محمود جان میکند که دهن آدم وا میماند! حالا خوبه صلاحیت رای دادن نداره و دلم بابت این ماجرا آی بندری میرقصد آی میچرخد و میرقصد!

پی نوشت اول : خواهرم کارشناسی ارشد میخواند با 17 سال سن!واسه همین نمیتونه تو انتخابات شرکت کنه!

پی نوشت دوم : حال کردید چه خانواده با کلاس و تیزهوشی دارم!

پی نوشت سوم : قرار شد هر دفعه یک کتاب جدیدو که خوندم ، واستون معرفی کنم تا به قول عادل حرومم نباشه!

یک جای امن " اثر مرجان شیرمحمدی(هنرپیشه و همسر جدید آقای بهروز افخمی) اینجا و اینجا

+ ; ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳۸۸
comment نظرات ()