نوستالوژی

تصمیم اول به وقوع می پیوندد !

اول : من احساس خمودگی می کنم یا خاصیت فصل بهاره ؟!  با اینکه باید سرشار از عشق و هیجان و صفا و پویایی  باشه ، خواب آلودگیش نصیب ما شده؟

دوم : به سلامتی همه دوستان ، اول سالی بنده جرعه گوارای سرما را سر کشیدم و فعلن گلاب به روتون ، آب دماغمان در حال سیر و سلوک در اطراف لب و لوچمان می باشد!

سوم : وقتی تصمیم به بلند کردن ناخنهایم گرفتم به مصائب کثیرش فکر نمی کردم ! بین خودمان باشد کسانی که ناخنهایشان بلند است موقع دستشویی رفتن و انجام عمل شستشوی  ... و یا تخلیه بینی محترمشان ، دچار صدمات روحی و جسمی نمی شوند؟ لطفن راهنمایی فرمایید !

چهارم : دیشب از مریضی در حال موت بودم که یکهو حس ششم بدی افتاد به جونم که الان مهمانی ناخوانده  سر می رسد! در عرض 45 دقیقه خانه تکانی ای کردم مثال شب عید و بوی عید و عطر و بهار و مهربانی در هم پیچیده...دیگه از مریضی خبری نیست ...می شینم پای تلویزیون و تا ساعت 30/2 صبح هی  آب پرتقال نوش جان می کنم و هی قربون صدقه خانه تمیزم می رم و هی  به جنگ و جدلای بامزه "عادل " و " مایلی کهن " تو برنامه نود می خندم و هی خوابم نمی برد!

پنجم : به دلایل امنیتی حذف شد!

ششم : از اینکه دوستان عزیزم به دعوتم پاسخ مثبت داده اند و الان وبلاگ هرکدومشونو وا کنی در مورد دعوت من نوشتند دلم داره غنج می ره !

هفتم : سایتهای شراگیم ، شما همتون دروغگویین ، آرایه  ،  دلا ، بهارنارنج و ... برای من فیلتره ! امروز اینجوریه  یا درشونو تخته کردن؟

هشتم : من با نوشته های چندگانه بیشتر حال میکنم ، امیدوارم شما هم حال کنید.

 

+ ; ٤:٥٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۸
comment نظرات ()