نوستالوژی

94

اینقدر دیر به دیر میایم مجبورم عنوان مطلبهامو بر اساس سال خورشیدی بزارمقلب

یاد اسم کاست های بنیامین افتادملبخند

زمان چه چیز خوبیه؟ آدم افسرده میشه، دلگیر می شه، نامردی میبینه،اما زمان میاد و همشونو کمرنگ میکنه، تا جاییکه بهشون بعضی اوقات میخندی....اینجوریقهقهه

ان شاء الله همیشه بخندید، تو بدترین شرایط زندگی...

امسال خوب شروع شد خیلی...دو روز پیش که تولدم بود هم خیلی خوب بود و خوش گذشت..بزرگتر شدم اما هنوز حس میکنم عاقل نشدم...هنوز احساساتم رو عقلم سواره!!

امسال دلم میخواد یه رستوران یا یه کافی شاپ داشته باشم...گرون فروشی نکنم و جای دنجی درست کنم  تا همه حس خوبی از اومدن به اونجا داشته باشن و مردم از پولی که بهم میدن راضی باشن...تا پولم برکت داشته باشه...

امسال سال ازدواجه چون دو تا از فامیلای نزدیکم رفتن خونه بخت...

برای دوستام کلی خواستگار جور کردم و جور کردن...ان شاء الله همشون خوشبخت بشن

ان شاء الله همه خوشبخت بشن و به آرزوهاشون برسن...برم به درسام برسم که خانم دکتر بیسواد بدرد مملکت نمیخوره(مشغول ذمبه است هرکی فکر کنه میخوام بگم خانوم دکترما قهقهه)

دوستان فعلن خدافظی

عیدجمعه/11 اردیبهشت94/تولد بابا و امام علی ع

دو روز پیش تولد من و امام جوادع بود(امسال خیلی اومد داره واسم با این روزهای همگونی که پیش اومدهچشمکقلب)

+ ; ٩:۳٩ ‎ق.ظ ; جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٤
comment نظرات ()