نوستالوژی

شادی زیادی!

1- احساس می کنم، احساس می کنی، احساس می کنند،..........من آدم خیلی خیلی شادی هستم، بدون هیچ مشکلی تو زندگی!

حقوقتو چیکار میکنی؟ خوش به حالت مشکلی نداری و از این دست تیکه پرونیها، تو گوشم پُره!

یه طرح خوبی تو ذهنمه، جای شماره حسابم واسه ارسال حقوقم سرماه، هر ماه حساب یکی از همکاران ندار و بیچاره امونو بدم تا امور مالی شبکه، حقوقمو بریزه به حساب همکاران، خدارو چه دیدی؟شاید به جای لباسای مارکی که تنشونه، زبونشونو مارک دار کنن!

2- می دونم آرزوی مرگ کردن خیلی خیلی بده، اما گاهی فکر میکنم حالا که همه چی خیلی هم گرون نیست، بمیرم تا حداقل یه کفنی  باشه و دلشون بیاد منو توش کنند، و گرنه ، کم کم مثل هندیا آتیشمون میزنن که هیچ خرجی رو دست هیشکی نذاریم!

3- یاد پارسال به خیر، تمام جهازمو همه دار و ندارمو خیرات کردم و گفتم برای ازدواج بعدی، چشمم کور میرم همه چی نو می خرم،فوقش کمی گرون تر!نمی دونستم یخچال ال جی ، هشتصد تومنی ام که فوقش میخواستم نوشو، یک و پونصد بخرم، حالا شده هشت میلیون(دوستام گفتنا، دروغ یا راستش با خودشون)!به نظرتون من الان باید چیکار کنم؟

+ ; ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٤ بهمن ۱۳٩۱
comment نظرات ()