نوستالوژی

نمی دونم چرا یاد تو افتادم ؟

نمی دونم چرا یاد تو افتادم  --   مثه اون لحظه ها که پیش هم بودیم

مثه وقتیکه عشقی بود و حرمت داشت  --   برای هم عزیز و محترم بودیم

هواتو دارم و فکرت نمیذاره  --    روزای زندگیمو سرکنم بی غم

دلم خیلی گرفته ، گیج و داغونم   --    دارم از دست میرم ، ابری و نم نم

میشینم خیره میشم نقطه ها کورن  --     پا میشم راه میرم ، راها نفس گیرن

تورو حس میکنم این ناخودآگاهه   --   واسه من خاطراتِ تو نمی میرن

نمیتونم فراموشت کنم سخته  --    عذابه یاد تو زجر آوره هربار

هنوز خیلی دوست دارم ولی دیگه   قراری نیست چیزی  از نو باز بشه تکرار

پ ن : میشه دیگه تو خوابم نیای...دارم دیوونه میشم!ناراحت

+ ; ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٩
comment نظرات ()