نوستالوژی

اندرحکایات چَت!

 دیشب برای اولین بار چَت کردم...تجربه های اول همیشه برایم دلچسب بوده...اما دیشب احساس حقارت کردم...با عرض پوزش از همه برو بچ ِ اهل چَت...به نظرم اینکار مسخره ترین کار دنیاست و کار آدمهای بیکار ! این نظریه واسه این نیست که اولین آدمی که به تورم خورد اسمش عُمَر بود و اهل مصر! نه نه ..از اول هم نظرم همین بود...اما خوب ...خواستم برم تو گود و بعدش نظر بدمسوال  البت یه مزیت داشت که فهمیدیم هی میاین خصوصی میذارین :ادت کنم و اینا ، ینی چی؟خجالتداشتم از عُمر جون میگفتم...با اینکه بهش گفتم من ایرانی هستم..3بار نوشت چجوری میتونم ببینمت! آخه لامصب عربیشم خوب نبود ، هرچی عربی بلد بودم بارش کردم!احساس کردم زیادی به شخصیتم توهین شد...مرسی از دوستی که منو به این دنیای مجازیِ مجازیِ مسخره رهنمون ساخت تا یه تجربه هم بکنم...تازه خیلی من درسخون هستم ، هی ملت منو به تجربه های جدید هول میدن...ازدیدن بفرمایید شام گرفته تا  ورود به چَت و معرفی خواستگار !

پ ن1 :من تازه فهمیدم یکی از راههای پیداکردن خواستگار ، چت کردنه!نه اینکه خنگ باشما، نه ... از بس سربه زیرم!دختر 19ساله ندیدین چجوری با پسرای مردم چت میکردو دل و قلوه رد و بدل میکرد..بعد من رفتم با عُمر چت میکنم!

پ ن2 : چند وقته خواب مختارو میبینم ...دو بار خودم شدم مختار و میجنگیدم و باردیگر عروسیم با مختار بود و جمعیت زیادی تو عروسیم شرکت کردن !

پ ن 3 : اگه ازکنار یه " یاکریم " تو کوچه رد شدی و دَر نرفت ، فکر نکن چه بچه خوبی هستی که ازت نترسیده،  اونم تورو آدم حساب نکرده !

+ ; ٧:٠۳ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٩
comment نظرات ()