نوستالوژی

نوستالوژی راستکی

1- این روزا عجیب دلم تنگه ، واسه روزای اولیکه وبلاگ نویسی رو شروع کردم و از هر فرصتی استفاده می کردم تا وبلاگای دوستانم رو بخونم...همدیگرو به بازیهای وبلاگی دعوت می کردیم ، تولد واسه هم می گرفتیم ، همه جا و همه روزه به فکر سوژه یابی بودم...وای وای چه زود گذشت...دیشب عجیب دلم واسه اونروزا تنگ شد و زیر پتو اشک ریختم...

2- اصلن باورم نمیشه تو ...تو که صمیمی ترینی واسه من ... تو که مومن ترینی واسه من...تو اینکارا رو کردی و هرچی تو گوشت میخونم بازم ادامه میدی و توجیه  میکنی خودتو/// تو یه زن شوهر داری ...چجوری با یکی دیگه هستی؟دیشب واسه تو و معصومیت و خطای علنی و ترس از آبرو و آینده ات هم اشک ریختم زیاد.

3- به حساب تو هم یارانه خانوار ریخته شد....نه یکی...بلکه دو تا ..خودت و من....دیشب زیر پتو واسه خودم اشک ریختم که چرا هنوز اسم من زیر چتر تو هست و تو چه نامردیا در حقم کردی...یادآوریش واسم درد داشت.

4- دیروز یکی از همکارام درباره دفترش می گفت که توش تیزر تلویزیونی می سازن. ماهی 18 میلیون درآمدشه...واسه خودم و جوونیمو و ازصبح تا شب کارمندیمو و ماه 400هزارتومن حقوقم اشک ریختم..خیلی زیاد نه..اما اشک ریختم. 

+ ; ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ ; شنبه ٦ آذر ۱۳۸٩
comment نظرات ()