نوستالوژی

بارون

1- عاشق بارونم ، اما زیاد روزای بارونی رو دوست ندارم...از سردرگمی ملت تو خیابونا خوشم نمیاد/از ترافیک بی وقفه خیابونا/ازسوء استفاده کردنای بعضی راننده تاکسیا / از خمیازه های ممتد ازسرما و...

2- این روزا که ماشین ندارم و زیاد پیاده می رم و  اتوبوس سواریم زیاد شده ، احساس خوبی دارم .فقط تو سرما و زیر چتربودن واسم خاطرات خوبی رو تداعی نمیکنه..بیشتر دلگیر میشم.

3- فیلم سن پطرزبورگ رو دیدم...خنده دار بود اما به نظرم نامفهوم بود...امروزم سینما نصف قیمتِ و میخوام"  لطفا ً مزاحم نشوید" را ببینم. فیلم بوتیک و میکس رو دیدم..از بوتیک طبق معمول زیاد لذت بردم و دلم هوای گلشیفته رو کرد.

+ ; ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٩
comment نظرات ()