نوستالوژی

خنده دار نیست؟

داشتم فکر می کردم چقدر از دست ما بنده هات می خندی! خداییش خنده دارم هست! فکر کن من یه داستان بنویسم، یه داستان کوتاه، بعد شخصیتهای قصه ام دور هم جمع بشن و جلسه های علمی و فلسفی و هنری بذارن و تو اون بخوان با دید کوتاه خودشون هنر داستان نویسی منو تحلیل و بررسی کنن. و بعد بادی به غبغب بندازن و بگن: بسیار جلسه ی پرباری بود. چرا که در این جلسه به جمع بندی خوبی راجع به هنر خالقمان رسیده ایم.

خداییش خنده دارم هست!

+ ; ۸:٠۱ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٩
comment نظرات ()