نوستالوژی

لیوانها و مشروب؟

یک کسی رفت دکان لیوان‌فروشی‌ ،این لیوان فروش ،  لیوان‌ها را دَمَر گذاشته بود. مشتری آمد رد شود، یک خرده نگاه کرد و دید درلیوانها  بسته است. گفت: آقای لیوان فروش! چرا در این لیوان‌های شما بسته است؟ بعد بلند کرد و گفت: اِ ...ته لیوانها هم که سوراخ است! این لیوان فروش گفت: آقاجان، لیوانها را از این طرف بگیر!

حالا حکایت ما شده ، بسیاری از اشکال‌هایی که از خدا می‌گیریم ، دلیلش اینه که  دنیا را از این طرفی می‌بینیم . مثلاً می‌گوییم : خدایا مگر تو عادل نیستی، پس چرا میکروبو خلق کردی؟ پس چرا گرما؟ چرا سرما؟ چرا سیل؟ چرا زلزله؟ چرا رعد و برق؟ چرا؟  چرا و چرا و چرا و چرا و چرا؟ فکر کردیم به دنیا آمدیم  فقط و فقط خوش باشیم و خوش بگذرونیم . همین که خوشی برطرف شد، می‌گوییم : خدایا چرا؟ در صورتیکه  دنیا میدان رشد است، در میدان رشد، باید ابزار تلخی و سختی هم باشد.اگه فقط خوشی باشه که رودل می کنیم (خانمها و آقایان سخنرانی تموم شد...)

 

پ ن : میلاد حضرت زهرا(س) و روز زن بر همه بانوان عزیز مبارک.

پ ن : اداره ی خوش سلیقه ما به همین مناسبت ، 6عدد مشروب خوری داده؟!

+ ; ٥:٥٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات ()