نوستالوژی

چند پیامک

١- باران رحمت الهی ، همیشه در حال بارش است  . ایراد از خودمونه که کاسه هامونو برعکس گرفتیم!

2-منو به جای زغال قلیونت قبول کن ، تا به احترامت خاکستر شوم!

3-نیم کیلو باش.....ولی مَرد باش!

 

پ ن ها :

- دوست داشتم یه چیزی بنویسم و اینقده سوژه تو ذهنم بود که ترجیح دادم هیچکدومو نگم...معمولن سوژه هام آخر شب و موقع درس خوندن و موقع پیاده روی و...به ذهنم میاد که خوب مسلمه که در اونموقعها دسترسیم به نِت در حد صفره !

=باز دوباره استرس روزهای  امتحان شروع شد و من کاسه ی چه کنم؟چه کنم ؟ به دست گرفتم!

+ ; ٤:٥۸ ‎ب.ظ ; شنبه ۸ خرداد ۱۳۸٩
comment نظرات ()