نوستالوژی

کار فرهنگی؟!

پشت میزم نشستم و دارم نقشه میکشم امشب کجا برم؟خونه مامان اینا یا خاله یا آبجی بزرگه یا خونه خودم؟....مامانم زنگ میزنه که لوبیا گرفته و هندونه میذاره زیر بغلم که تو لوبیا پلوهات حرف نداره و....

دم کنی رو میذارم روی قابلمه که آبجی کوچیکه زنگ میزنه : برای سانس 10 میریم سینما فرهنگ ، شماها میاین ؟ با اینکه خیلی خسته ام اما جواب مثبت میدم...مامان و بابا نمیاین و من خواهرم و همسرش میریم فیلم آل .بلیط4000تومن!

با خورد و خوراک و پارکینک 25تومن یه سینما رفتن خرج داشت! به قول خواهرم 12 تومن امشب به نفع فرهنگ جامعه خرج کردیم!(بچّم فقط بلیطو حساب کرده)تازه معلوم نیست واقعن اینطور باشه!

اما فیلم آل: مصطفی زمانی خیلی سعی خخودشو کرده بود خوب بازی کنه و تا حدی موفق بود... هنگامه حمیدزاده رونوشت برابر اصل گلشیفته فرهانی!یکی از دوستای منم که نقش چغندر قندو بازی میکرد اسمشو نمیگم! فیلم تو ژانر وحشت بود و به عقیده خرافی " آل " نگاه انتقادی داشت...برید ببینید !

حرف درگوشی: تو 30 سال عمرم از هیچ هنرپیشه ای خوشم نیومد...اما این یوزارسیفِ آل ، جای برادری یه چیز دیگه استخجالت

آل : درگذشته مردم بر این باور بودند که موجودی به نام "آل" با موهایی بلند به زن‌های زائو علاقه‌مند شده و به‌منظور گرفتن انرژی، جگر زن زائو را درآورده و باخود می‌برند. البته امروزه در علم پزشکی، این مسئله رد شده است و محققان آن را خرافات عام در گذشته قلمداد کرده‌اند.

 

+ ; ٩:٥٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات ()