نوستالوژی

آی دو رقم!

هیچوقت این احساس بهم دست نداده بود تا چند هفته پیش! تو جمع هم دانشگاهیام بودم(همکلاسیام نه ها !) و منم که همیشه عاشق ! از یه جنس مخالف ، محض شوخی و جوانی خوشم اومد و بچه ها دست گرفتن و مسخره بازی و...بعد از بررسیهای لازم ، کاشف به عمل اومد که پسره با اون هیکل گنده و قیافه بابابزرگا ، متولد 67 ِ ؟! اونجا بود که احساس پیری بهم دست داد! واقعن میگما !احساس کردم خیلی بزرگ شدم...

هرچقدر هم بگیم شناسنامه مهم نیست و مهم دِله و اینکه خودت احساس جوونی کنی و...همش کَشکه ! اون عدد چهار رقمیِ گوشۀ سمتِ چپِ شناسنامه ، حکایت از چیزای دیگه ای داره، مخصوصن دو رقم آخرش! پُشت این دو رقم کلّی خاطره پنهونه!کلّی خوشبختی و بالعکسش ! کلّی تجربه ناب و بینظیر! کلّی عشق و عاشقی! کلّی سَفر !کلّی نجابت ! کلّی تنهایی و.....کلّی احساسات ناگفتنی.....

+ ; ۸:٤۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸٩
comment نظرات ()