نوستالوژی

طنز نامه

١- با دوستم میریم بُن های آخر سالی اهدایی اداره محترممون رو خرج کنیم ..میرسونم خونه شون و بر میگردم خونه ! ای وای موبایلش پیش من جا مونده !سریع بهش اس ام اس میزنم که : " یه خبر بد ! موبایلت پیش منه "

2- بچه خواهرم تازه از در و دیوار کلمه آشغال رو یاد گرفته (نگید چه خانواده بی نزاکتی؟! تقصیر عمو عزت با اون گدا و سیمای بیتربیتشه و بچه های همسایه و ...) سر یه موضوع دعواش میکنم ، قیافشو جیگر میکنه و میگه : سُمبا آشکال ! جلوی خندمو میگیرم و اخم میکنم و بهش میگم: چی گفتی؟ سریع میدوه سمت سطل زباله و میگه : این این(ینی این آشغاله نه تو)

 پ ن :تو اینجا گفتم که بچه خواهرم بهم میگه سُمبا!

 

+ ; ٩:۳٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸۸
comment نظرات ()