نوستالوژی

دانشجوی اوشکول!

کی اعداد "رومیرو"  واسه جلسه بعد میاره ؟ ... من دستمو میارم بالا !

کی درباره فلان چیز تحقیق میکنه؟... بازم من دستمو میارم بالا!

کی تمرینای هفته پیشو حل کرده؟ من میدوم پای تخته که استاد میشه من حلشون کنم؟ استاد با چشمانی ورقلمبیده ماژیکو میده دستم... میگه : تو ارشد این کارا بعیده ! هر دفعه کلی ازم تعریف میکنه و از گل درشت بودنم تو بین شاگردای دیگه اظهار فضل میکنه  ....برای تحقیق 5 نمره ایم ،8 تا کتاب میخونم و دیکشنری رو میذارم جلو و خودم دونه دونه ترجمه میکنم و تایپ میکنم و کلی هم ذوق مرگ میشم...تمام جلسات کلاس رو از مرخصیهای روزانه استفاده میکنم تا غیبت نخورم....پایان ترم هم همرو درست مینویسم و ینی در حد100 درصد تضمینی 20 هستما! ...کارنامه ها که میاد میبینم شدم5/18 ! احتمالن به خاطر گل درشت بودنم بوده!

از اونطرف  یکی از بچه ها فقط 3 جلسه سر کلاس اومده...تحقیقشو داده بیرون واسش ترجمه کردن در حد افتضاح ..امتحانشم سرجلسه مدام به من التماس میکرد بهش برسونم.....میدونین چند شده؟ 17...

به نظرتون این ترم من باید تا صبح بشینم درس بخونم و هی التماس مدیر شبکمونو کنم واسه مرخصی و چشمامو در بیارم واسه تحقیقا؟

 

پ ن :

1- به رنگ ارغوانو نپسندیدم/ طلا و مس قشنگ بود/عصر روز دهم خیلی قشنگ بود/ملک سلیمان موسیقی اش و جلوه های رایانه ایش عالی بود ولی بلقیس نداشت/یه تئاتر هم دیدم به نام سقوط پرواز که حرکات موزونشون عالی بود!

2- سریال سالهای مشروطه رو میدیدن؟من قسمت به دارآویختن شیخ فضل الله رو دیدم..یکساعت فقط گریه کردم...مرسی امیر دژاکام که نقشو مال خودت کردی

+ ; ٧:٥٥ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٤ اسفند ۱۳۸۸
comment نظرات ()