نوستالوژی

وسواسی

به احتمال قوی ، اول دست در جیب مبارکتان میکنید و تقویم جیبی اتان را بیرون میآورید و با تعجب بهش نگاه میکنید و چشماتونو به حالت علامت سوال گرد میکنید و میپرسید :

مگه عید نوروز شده ؟ و ته دلتون از تمیزی خونه غنج میرید و تشریف میآورید روی یکی از مبلای نارنجی دوستداشتنی توی سالن پذیرایی می نشینید و منم براتون یه چای تازه دم با نبات میآرمو با لبخند ملیحی میگم : نخیر امتحانات پایان ترم شروع شده !

مبلای من کاملن نارنجیه ! ای عکس تزئینیه!

 پ ن 1 : این متن بر وزن اشعار بنیامین شد !

پ ن 2: ه ی چ ی د ر س ن خ و ن د م !

+ ; ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۸
comment نظرات ()