نوستالوژی

عشق مولا

دو هفته دیگه امتحاناتم شروع میشه و هر 6 تا استادمون یه تحقیق دادن (تازه یکیشون 2 تا تحقیق داده) ...منم و 6 تا جزوه تا نخورده و 7 تا تحقیق ناقابل ...از چهارشنبه که تعطیلیام شروع شد نشستم پای درس....اما هواسم جای دیگه بود...هی تلویزیونو روشن خاموش  میکردم و هی میرفتم سروقت کامپیوتر و تایپ چند خط از تحقیقم و هی کتاب و جزوه ورق میزدم و هی قلبم تالاپی میرفت کف پامو ...یهو یاد 8/8/88 افتادم و ماجرایی که واستون تعریف کردم ....دیدم الان وقت خونه نشستن و درس خوندن نیست....پاشدم شال و کلاه کردم و پریدم پشت فرمون و پیش به سوی خونه مامان اینا ! مگه توی سال چند تا تاسوعا عاشورا وجود داره؟ الان که دارم اینارو مینویسم ، اینقده حالم خوبه....مثل تولد امام رضاعلیه السلام ، نه رنجورم و نه پشیمون....هرچی مراسم بود رفتم و ریا نباشه کلی حال کردم...اجر هممون با سیدالشهدا علیه السلام . 

سلام آقا

 

پانوشت :

1- آرزومه برم کربلا ولی با کمال پررویی نشستم تا کارت دعوت واسم بیاد...پاسپورتم ندارم...بچه هایی که دلتون پاکه لطفن نوستالوژی یادتون نره!

2- یکی از فیلمهای موردعلاقه ام  " روز واقعه ی شهرام اسدیه " که متاسفانه امسال ازش خبری نبود . دلم واسه موسیقیش تنگ شده !

 

+ ; ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٧ دی ۱۳۸۸
comment نظرات ()