نوستالوژی

ببخشیدا تازگیا!

بیزحمت سلام !

با عرض ادب سلام بر وبلاگیون عزیز و باخدا!

شرمنده اخلاق ورزشی همتون!

خیلی بامعرفتین : ماندانای عزیزم (تلخون) ، نیلوفر دقیقم (پاییزان) ، امید یگانه ی علم غیب دانم (بستنی داغ) ، آزاده ام (کلبه ویوارا) ، یلدای مهربانم(یلدانگار)،حسام با معرفتم (بیوتن) وبچه های باحال دیگه که رسم دوستی و معرفتو به جا آوردید!

ماندانای نازنین!  دعات گرفت...ارشد سراسری قبول نشدم ،اما خوب دانشگاه آزاد هم بد نیست...تو این دوره زمونه مهم مدرک تحصیلیه ! میخواد از مجاری تنفسی قرقیزستان باشه ، میخواد از سوراخ دماغ انگلستان! و یا علوم تحقیقات دانشگاه آزاد!  ایشالله تا اونروز دوستیهامون ادامه پیدا کنه که دوباره یه هفته غیب بشم و بیام بگم دکترا قبول شدم (خیلی پررو هستما؟! خودم به سمیه : حالا بذار دوروز از قبولی ارشدت بگذره !)

 

پ ن : ببخشینا تازگیا چند تا کلاس با هم میرم...واسه همینه دیر به دیر اینجا میام...دیگه ارشد هم قوز بالاقوز شده...

+ ; ٢:٤٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸۸
comment نظرات ()