نوستالوژی

فیلم بازی

بالاخره شبای امتحان نزدیکه و بساط فیلم بازی و آشپزی و ازاین دست برنامه ها به راهه!

1-فیلم سرآغاز (inception ) ازکریستوفر نولان و با بازی دیکاپریو دیدم ....خیلی رو مخم بود و حس دلتنگی زیاد بهم داد اما در کل ،  ارزش دیدنو داشت و جالب بود!فیلم بر مبنای یکی از نظریات فروید  ساخته شده که :خواب از ضمیر ناخود آگاه هر فردی سرچشمه می گیرد .  اینکه چند نفر به یک مکان در خواب بروند و یا اینکه بر رویا بودن دنیایی که در آن هستند آگاه باشند و با هم در تماس باشند و ماموریت‌ای هم انجام دهند .

 فیلم در مورد فردی به نام کاب است ( لئوناردو دی کاپریو ) که متخصص خواب  دزدی است . پول می گیرد و جیمزباند وار به خواب افراد مهم می رود و اطلاعات محرمانه افراد را از ضمیر ناخود آگاه آنها می دزدد .

2- فیلم سالت(salt) اثر فیلیپ نویس وبا بازی آنجلینا جولی رو دیدم...یک جاسوس چندجانبه روسی که درآخر باعث نجات ایران می شود ! فیلم  خشنی بود و طبق معمول با این توهم عمیق که امریکا نجات بخش همه دنیاست؟!

پ ن : یکی ازدوستانم سریال " گمشده در دنیای جین آستن " رو برام رو فلش میاره ، دوبله جالبی داره ..مخصوصن با صدای نوستالوژیک " نادره سالارپور" که یادآور صدای پینوکیوست/شنیدم الان تو لوس آنجلس رادیو کودک راه اندازی کرده.

پ ن : یکی ازخصوصتهای خدا جبّار است. من همیشه با خودم فکر میکردم جبّار که یعنی ستمکار و زورگو و...آدم بده ، چجوری خصلت خداست؟ الان فهمیدم در اصل یعنی جبران کننده نواقص! آدمهای زورگو وستمکار واسه این جبّار هستند که نواقص  و کمبودهای خودشونو با ستم به دیگران و زورگویی ، جبران میکنند! پس خدایا !با خصلت جبّار بودنت ، نیم نگاهی به ما کن!

+ ; ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ ; شنبه ۱۸ دی ۱۳۸٩
comment نظرات ()

اندرحکایات چَت!

 دیشب برای اولین بار چَت کردم...تجربه های اول همیشه برایم دلچسب بوده...اما دیشب احساس حقارت کردم...با عرض پوزش از همه برو بچ ِ اهل چَت...به نظرم اینکار مسخره ترین کار دنیاست و کار آدمهای بیکار ! این نظریه واسه این نیست که اولین آدمی که به تورم خورد اسمش عُمَر بود و اهل مصر! نه نه ..از اول هم نظرم همین بود...اما خوب ...خواستم برم تو گود و بعدش نظر بدمسوال  البت یه مزیت داشت که فهمیدیم هی میاین خصوصی میذارین :ادت کنم و اینا ، ینی چی؟خجالتداشتم از عُمر جون میگفتم...با اینکه بهش گفتم من ایرانی هستم..3بار نوشت چجوری میتونم ببینمت! آخه لامصب عربیشم خوب نبود ، هرچی عربی بلد بودم بارش کردم!احساس کردم زیادی به شخصیتم توهین شد...مرسی از دوستی که منو به این دنیای مجازیِ مجازیِ مسخره رهنمون ساخت تا یه تجربه هم بکنم...تازه خیلی من درسخون هستم ، هی ملت منو به تجربه های جدید هول میدن...ازدیدن بفرمایید شام گرفته تا  ورود به چَت و معرفی خواستگار !

پ ن1 :من تازه فهمیدم یکی از راههای پیداکردن خواستگار ، چت کردنه!نه اینکه خنگ باشما، نه ... از بس سربه زیرم!دختر 19ساله ندیدین چجوری با پسرای مردم چت میکردو دل و قلوه رد و بدل میکرد..بعد من رفتم با عُمر چت میکنم!

پ ن2 : چند وقته خواب مختارو میبینم ...دو بار خودم شدم مختار و میجنگیدم و باردیگر عروسیم با مختار بود و جمعیت زیادی تو عروسیم شرکت کردن !

پ ن 3 : اگه ازکنار یه " یاکریم " تو کوچه رد شدی و دَر نرفت ، فکر نکن چه بچه خوبی هستی که ازت نترسیده،  اونم تورو آدم حساب نکرده !

+ ; ٧:٠۳ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٩
comment نظرات ()