نوستالوژی

دلم میگیره

این روزها سرم وحشتناک شلوغه...قاطی کردم...اداره -  دانشگاه- جشنواره (برای ما هنوز ادامه داره) - خونه تکونی عید -  مجبور شدم امروز بیام اداره اضافه کاری...از فرصت استفاده کردم و این پستو گذاشتم...دلم بدجوری گرفته...دخترداییم حامله است ...خیلی خوشحال شدم اما ته دلم بدجوری گرفته...هم سن منه...

اصن دلم خیلی گرفته...به تاریخ و شماره های بالای مجله های قدیمیم که نگاه میکنم، به فیلمهایی که تو دهه فجر پخش شد و آخرشون نوشته بود تولید 1364... فکر میکنم ...وای وای....دلم بدجور میگیره...وقتی از خیابون آزادی رد میشم و به پارکی که جای خونه مادربزرگ خدابیامرزم ساخته شده نگاه میکنم...دلم میگیره.....نزدیک عیده و همه جا بوی خرید و خونه تکونی میاد ...وقتی تو خیابون به زنهایی برخورد میکنم که در حال خالی کردن جیب شوهران بیچاره اشان هستند و چه زیبا خَرکردن را بلدند..دلم میگیره...دلم از اینهمه شلوغی و تنهایی میگیره..میگیره...میگیره..............

+ ; ۳:۳۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸۸
comment نظرات ()

جشنواره

خیلیها میگن قشنگی جشنواره فیلم فجر به اینه که بری یکساعت تو صف بایستی و با آدمای مختلف بحث فرهنگی کنی و بعد بری فیلم ببینی!

اما من نظرم اینه که بلیط جشنواره فقط باید مفت باشه وگرنه ارزش ندارهنیشخند

از بچگی یادمه ، اولش دوستای بابام مهمونمون میکردن ، بعدش مسوول سینما آزادی همسایمون دراومد و بعدش بابای دوستم تهیه کننده سینما شد ، بعد خودم  بواسطه محل کارم و آشنایی با دست اندرکاران عرصه فرهنگی ! مشمول دریافت بلیطهای رایگان شدم!

دیشب 3 تا فیلم دیدم : کیفر(حسن فتحی)، چهل سالگی (علیرضا رئیسیان)، شکلات داغ (حامد کلاهداری) پریشب هم نفوذی (احمد کاوری و یکی دیگه)

اگه با سبک و سیاق کارهای حسن فتحی آشنا هستین ، کیفر هم تو مایه های همونا بود : دلهره،خانواده، تاریخ ،وهم و خیال، بازیهای خوب ، رنگ آمیزی جالب و ایندفعه یک عدد یوزارسیف بیریخت با بازی خوب ! هانیه توسلی خیلی افتضاح بود گریمش!اما مریلا زارعی بازیش عالی بود فکر کنم جایزه بگیره!

چهل سالگی : فیلمی لوس با حضور محمدرضا فروتن عاشق با بازی خوب و لیلا حاتمی ملوس!

نفوذی: موضوعی جالب با فیلمنامه ای خوب درباره اسارت و جنگ و بابازی خوب امیرجعفری و سرشار از صحنه های جدید و دلخراش از شکنجه های اسیران! البته سیاوش خیرابی تو این فیلم کمی خوب بازی کرده بود!

شکلات داغ : مملو از بازیگران معروف .

+ ; ٧:٢۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٤ بهمن ۱۳۸۸
comment نظرات ()

محض اطلاع

در یک اقدام صهیونیستی و وسط زمستان ، خواهرهایم کله اشان را کچل کرده اند! محض تقویت مو! طفلی همسران محبوبشان ! حالا در خانه امان 2 تا ایکیوسان داریم ، اونم از نوع دخترکُش ! و من هم هوس کرده ام کمی به کله ام ، آزادی بیان بدهم  ! مانده ام بین زلفعلی بودن و کچلی !

 

پ ن 1: دیشب در جشنواره فیلم فجر " به رنگ ارغوان " فیلم توقیفی ابراهیم حاتمی کیا را دیدم ! در مورد فیلم............ترجیح میدم سکوت کنم !

 پ ن 2 : مسابقات والیبال رو تو تلویزیون دیدین؟ به نظرم لباساشون کمی بی ادبیه ! سالن ورزشو با خونه مامانشون اشتباه گرفتن !

+ ; ۸:۱٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸۸
comment نظرات ()

مصوبه

1- دستورالعمل جدیدو تند و تیزی تو شبکمون اومده :

برای جذب نیرو ، هیچ نیروی حق الزحمه ای از بیرون سازمان نباید بیاید، اگر لازم شد از نیروهای درون سازمانی استفاده شود (البته نوشته به این بیکلاسی نبودا)

2- هفته پیش یکی از نیروها ی برنامه ای شبکه فرت شد و به جایش دختر یکی از دوستان مدیر محترممان که تاحالا وردست مامانش تو خونشون بوده ، مشغول به کار شد!

پ ن : همه قواعد و قانونها برای بدبخت بیچاره هاست!

+ ; ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸۸
comment نظرات ()

بازی

به دعوت آخرین نسخه یک مرد منم بازی میکنم...

بهترین فیلمی که دیدم : ایرانی : لیلا ، نیاز ، چهارشنبه سوری، درباره الی، آژانس شیشه ای ، ارتفاع پست ، بازمانده ....

خارجکی: اشکها و لبخندها ، مچ پوینت

بهترین دوست : عسل ، روز عید غدیر چند سال پیش صیغه برادری خوندیم البته از نوع آبجی گونه اش!

بهترین درسی که تو دانشگاه خوندم : دبستان : دیکته و قرآن ، راهنمایی : نقاشی و خط و پرورشی ، دبیرستان : جبر و مثلثات ، دانشگاه (کارشناسی) : همش به جز آمار/دانشگاه (ارشد) : همشون به جز یکیشون! ،  دانشگاه (دکترا):...

سمج ترین آدمی که دیدم: همسر سابقم

نامرد ترین آدمی که دیدم : همسر سابقم + مادرش

وحشتناک ترین صحنه عمرم : یادم نمیاد

بهترین سفری که تا بحال رفتم : دوره دبیرستان از طرف مدرسه رفتیم شلمچه/ دوره دانشگاه با همین عسلی خودم رفتیم جنوب/پارسالم با ادارمون رفتیم مشهد ..7 سال پیشم روز دانشجو مهمون شوهر خواهرمون رفتیم سرعین خیلی حال داد تو برف و بوران و وسط ماه رمضون و روزه خواری و....

خوشمزه ترین غذا : پیتزا، کباب کوبیده ، قورمه سبزی، ماکارونی

خوش اخلاق ترین آدم : همه آدمای اطرافم به جز وقتیکه عصبانی نیستن!

بی مزه ترین غذایی که خوردم : برنج هندی...اصلن وقتی میخوریش معلوم نیست پیتزاست ، پشگله ، پودر ماشین لباسشوئی...چیه؟

با حال ترین آدم توی فک و فامیل : دایی محبوبم...حیف که خیلی زن ذلیله...وگرنه روزگاری باهم داشتیم

شیرین ترین روز عمرم: نمیدونم

ورزش مورد علاقه : شنا ، بسکتبال

تاثیرگذارترین فرد تو زندگیم : اولیش محرمانه/دومیش مامانم /سومیش داییم

بهترین خواننده : محمد اصفهانی، محسن یگانه ، رضا صادقی ، افشین مقدم

بهترین بازیگرد مرد : پرویز پرستویی ، عزت الله انتظامی

بهترین بازیگر زن : هدیه تهرانی، گلشیفته فراهانی ، کیت وینسلت

مسخره ترین ورزش: همه ورزشها خوبه

گرانترین کادویی که برای دیگران خریدم : هر سال روز مادر جیبم خالی میشه + بخشیدن مهریم به همسرسابق (داره حالشو میبره)

کادوی مورد علاقه ام : من عاشق کادو دادن و کادو گرفتنم ..هرچی بود بود!

تلخ ترین خاطره : مرگ مادربزرگم تو سال78 و بعدش پدربزرگم تو سال 82 که تا دو ماه بعدش افسردگی گرفته بودم( خدا رحمتشون کنه) و بعدش خاطره نامردی دو تا از عزیزانم که هنوزم زخمش تو وجودمه!

 

پانوشت : هر کی دوس داره شرکت کنه  اما نیلوفر و آزاده اختصاصی دعوتن!

 

 

+ ; ۸:٢٦ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٥ بهمن ۱۳۸۸
comment نظرات ()

چی داداش؟!

یکی از دوستام مجری تلویزیونه . امروز پخش زنده داشت ، سوار ماشینم شد تا با هم

بیایم سازمان ....

هی اینور و اونورو نگاه میکنه و کلافه است..

من : فلانی چته ؟

اون : عینکمو نیاوردم

من : سکوت......

بعد از چند دقیقه..

اون : وای عجب اشتباهی کردم عینکمو نیاوردم

من : اینقده چشات به آفتاب حساسه؟

اون : نه....ینی...به خاطر این شهرت و محبوبیت لعنتیه(حالا هیشکی به ما نیگا نمیکردا)

من :اولش اینجوری شدم تعجب   بعدش اینجوریسبز

 

پانوشت :

خدایا هرچی میدی ، بده ! دستت طلا، اما پشت بندش کمی ظرفیت بده!

+ ; ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۸
comment نظرات ()