نوستالوژی

دانشجوی نمونه

واسه یکی از امتحانا داشتم جزومو میخوندم ، وسط یه بحث دیدم نوشتم " ب.........." بعددیگه چیزی ننوشتم! رفتم خط پایین نوشتم " اما................" بازم تمومش کردم و رفتم خط پایینتر....

رفتم از بچه های دیگه جزوه گرفتم و با جزوه خودم مقایسه میکنم ....از " ب" تا " اما " بچه های دیگه یه صفحه نوشتن و من هیچی! کاشف به عمل اومدم که اون قسمتای کمبودی رو  سر کلاس خواب بودم! خجالت

"به به" ، به این دانشجو و "به به" ترش به استاد محترم که شب به خیر کوچولو تعریف میکرده!

+ ; ۸:٤۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۳٠ دی ۱۳۸۸
comment نظرات ()

کج و معوج

اول : حراجی

بدو بدو....حراجه...تمام افکار در هم و برهم قدیمی و پاره و پورمو می فروشم....نسیه هم میدیم...البت  به قیمت یک عدد نگاه مهربون و زلال !

دوم : دلتنگی

دلم برای عشق و عاشقی و پیامکهای  رو کم کنی و....تنگ شده...لطفن یکی بیاید برایم بمیرد و من هم برایش خودکشی کنم !

سوم : شلوغی

این روزهای استرس و شلوغی امتحانا و نداشتن وقت کافی برای خاراندن سر و.....عاشقتونم روزهای شلوغ پلوغ !

+ ; ۸:٤٠ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸
comment نظرات ()

بابای جیگر من

میگم : ما سر جلسه به هم میرسونیم یعنی به زبون شهرستان خودمون ، تقلب میکنیم! اشکال داره؟ینی حروم مروم نیست؟ پس فردا مدرکمون قبوله؟باهاش میخوایم حقوق بگیریم و از اینا.

میگه : ای بابا واسه کسب علم هیچکاری اشکال نداره!

من :تعجب

 

پیونوشت :

بابای من مرجع تقلید خوبی میشدا!

+ ; ٢:٢٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۸ دی ۱۳۸۸
comment نظرات ()

اشتباه تایپی

خدایا سلام

فکر کردم دلیل مستجاب نشدن این دعای آخریم ، اشتباه تایپی باشه...واسه همین جای " اون ِ " اولی " این " بذار !  و سین ِ سلاح هم تبدیل به صادش کن! ممنون .

راستی....میدونم سرت زیادی شلوغه اما منم یه ساله تو نوبتم دیگه !

+ ; ۱:٠٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٠ دی ۱۳۸۸
comment نظرات ()

سر خودمونو گول نمالیم

میگم :امام علی علیه السلام میفرمایند : ایمان عبارت است ازشناخت قلبی ، اعتراف و اقرار به زبان ،عمل با اعضاء و جوارح ! یعنی همشون باهم !

ایمان از نظر تو به نماز خوندن نیست! خیلی خوب....به روزه گرفتن نیست ! بازم خیلی خوب...به حجاب داشتن نیست...بازم خدا پدر و مادرتو بیامرزه....به هرشب پارتی نرفتن و مشروب نخوردن و هزار تا کار دیگه نکردن هم نیست...خوب ... به اینکه صبح نیای کارتتو بزنی و جیم شی تا بعدازظهر هم نیست...به اینکه باعث مرگ یه عده جوون نشی هم نیست ....خوب ! میشه بگی به چیه؟

میگه : به قلب آدمه....باید قلبت پاک باشه !

میگم : یاد محمدرضا فروتن تو فیلم قرمز افتادم که زنشو هی میزد و میگفت دوستت دارم ، عاشقتم! بیچاره راست میگفت به مدل خودش دوسش داشت....حالا حکایت تو شده ... هر کار دوست داری میکنی و هرچی دوست داری میگیو خودتم از همه مومن تر میدونی ...بیزحمت یه کلاس تشریح قلب بذار تا ببینیم تو قلبتون چی میگذره !

مهم قلبه دیگه ...شاید  ابن ملجم ، یزید ، شمر ، صدام ، بوش ، رضاشاه و پسرش و ... و ... و ... و.... قلبشون از من و تو پاک تر بود!و البته پا ک تره!چون ظاهرشون که اینو نشون نمیداد و نمیده!

 

 

پ ن : هممون قاطی کردیم نمیدونیم چی درسته و چی غلط ! علاوه بر اینکه خیلی از راهنماهامون هم دچار اشکاله ، چراغ راهنماهای وسط خیابونا هم کمی خرابه!

+ ; ٧:٢٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٦ دی ۱۳۸۸
comment نظرات ()

وسواسی

به احتمال قوی ، اول دست در جیب مبارکتان میکنید و تقویم جیبی اتان را بیرون میآورید و با تعجب بهش نگاه میکنید و چشماتونو به حالت علامت سوال گرد میکنید و میپرسید :

مگه عید نوروز شده ؟ و ته دلتون از تمیزی خونه غنج میرید و تشریف میآورید روی یکی از مبلای نارنجی دوستداشتنی توی سالن پذیرایی می نشینید و منم براتون یه چای تازه دم با نبات میآرمو با لبخند ملیحی میگم : نخیر امتحانات پایان ترم شروع شده !

مبلای من کاملن نارنجیه ! ای عکس تزئینیه!

 پ ن 1 : این متن بر وزن اشعار بنیامین شد !

پ ن 2: ه ی چ ی د ر س ن خ و ن د م !

+ ; ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳ دی ۱۳۸۸
comment نظرات ()

عشق مولا

دو هفته دیگه امتحاناتم شروع میشه و هر 6 تا استادمون یه تحقیق دادن (تازه یکیشون 2 تا تحقیق داده) ...منم و 6 تا جزوه تا نخورده و 7 تا تحقیق ناقابل ...از چهارشنبه که تعطیلیام شروع شد نشستم پای درس....اما هواسم جای دیگه بود...هی تلویزیونو روشن خاموش  میکردم و هی میرفتم سروقت کامپیوتر و تایپ چند خط از تحقیقم و هی کتاب و جزوه ورق میزدم و هی قلبم تالاپی میرفت کف پامو ...یهو یاد 8/8/88 افتادم و ماجرایی که واستون تعریف کردم ....دیدم الان وقت خونه نشستن و درس خوندن نیست....پاشدم شال و کلاه کردم و پریدم پشت فرمون و پیش به سوی خونه مامان اینا ! مگه توی سال چند تا تاسوعا عاشورا وجود داره؟ الان که دارم اینارو مینویسم ، اینقده حالم خوبه....مثل تولد امام رضاعلیه السلام ، نه رنجورم و نه پشیمون....هرچی مراسم بود رفتم و ریا نباشه کلی حال کردم...اجر هممون با سیدالشهدا علیه السلام . 

سلام آقا

 

پانوشت :

1- آرزومه برم کربلا ولی با کمال پررویی نشستم تا کارت دعوت واسم بیاد...پاسپورتم ندارم...بچه هایی که دلتون پاکه لطفن نوستالوژی یادتون نره!

2- یکی از فیلمهای موردعلاقه ام  " روز واقعه ی شهرام اسدیه " که متاسفانه امسال ازش خبری نبود . دلم واسه موسیقیش تنگ شده !

 

+ ; ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٧ دی ۱۳۸۸
comment نظرات ()