نوستالوژی

"نفس عمیق"

 نمی دونم چرا حدود یک ماهه کمی خل شدم ...البته این حالتمو دوست دارم .نمی دونم فیلم " نفس عمیق " رو دیدین یا نه اما یه پسری بود که ایدز گرفته بود و از این دنیا دل کنده بود رهای رها بود و هر کار دوست داشت می کرد حتی ماشین آخرین سیستمی رو که باباش واسش خریده بود با چوب خورد خاکشیرش کرد،موبایلشو دزدیدن و اون بی خیال دنیا به راهش ادامه داد و...

حالا منم اینطوری شدم واسم هیچی مهم نیست ، شب دیر می رم خونه ، برنامه هر چهارشنبم دیدن 2 تا فیلم تو سینماست و غذا درست نمی کنم. دوهفته پیش که مامان شوهر اینا می خواستن بیان خونمون از رو لج بازی با رضا(همسر مبارک) زدم از خونه بیرون و تا فردا صبح ازم خبری نشد و به جاری دسته گل تر از جارو گفتم: "من تو خونه نبودم  واسه چی اومدید  خونم وتازه شام هم موندید؟ " وتا این ساعت با همگیشون در قهر به سر می برم و اصلن هم برام مهم  نیست . لطفن بد آموزی نداشته باشه اما خوب اینجوری شدم .

+ ; ۳:٤٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٧
comment نظرات ()

عادت

تو یه جا خوندم :

چناچنه به طور رومزره به زبان فارسی صبحت می کیند، با کمی تلاش خاوهید تواسنت این نوتشه را بخاونید. در داشنگاه کبمریج انگلتسان تقحیقی روی روش خوادنه شدن کملات در مغز اجنام شده است که مخشص می کند که مغز انسان تهنا حروف اتبدا و اتنها ی کلمات را پدرازش کرده و کمله را می خاوند .به هیمن دلیل است که با وجود به هم ریتخگی این نوتشه شما تواسنتید آن را بخاونید.

 

 

+ ; ٦:۳٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٧
comment نظرات ()

عکس

تا به حال به سایت " لبیک " سر زدید و ببینید توش چه خبره ؟یه سری عکسای 3 بعدی از مکه و مدینه گذاشته که محشره ! یاد سینما2000 افتادم که وقتی بچه بودیم با خانواده می رفتیم شهر بازی(تو اتوبان چمران)و کلی جیغ جیغ می کردیم و بعضی اوقات از ترس چشمامونو می بستیم و پشت بزرگترا قایم می شد یم .البته این عکسا مثل خود خود سینما2000 نیست اما من کمی حس و حالی شبیه اونجا بهم دست داد که یعنی انگاری الان تو خود غار حراء هستم و ... البته به چند نفر نشون دادم اما درک نکردن و فقط به گفتن چه قشنگه ! اکتفا کردن ، حالا اگه دوست داشتین عکسا رو دانلود کنین و کیفشو ببرین . اینم آدرس : http://www.labbaik.ir

+ ; ٥:۱۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧
comment نظرات ()

بیچاره کردان !

مروز از طریق دوستی متوجه استیضاح آقای کردان (وزیر کشور)در مجلس شدم و سریع از طریق موبایلم رفتم رو خط مجلس و ...گریه ام گرفت ، آخه من یاد بدبختیای خودم افتادم و از خدا خواستم یه موقع ما اینجوری رسوای مردم و ملت نشیم . کاری ندارم کردان به حق بود یا نبود و ... مسئله رو سیاسیش نمی کنم . اما هر غلطی می کنیم خودمون می دونیم و خدای خودمون بعضی اوقات حتی نزدیکترین افراد زندگیمون هم نمی دونند ما چه خبطایی مرتکب شدیم .حالا تو صحنه محشر که همه پرده ها می ره کنار و هرکار خوب و بدی که کردیم تابلو میشه و همه آدما می بینند،  چه خاکی تو سر مبارکمون بریزیم؟!

+ ; ۳:٤٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٧
comment نظرات ()